در مقام مقايسه با قدرتي كه حيات ديني در قلمرو مسيحيت غربي به‌دست آورده بود، فعاليت مردان كليساي يوناني سخت ناچيز بود. ولي بايد به‌خاطر داشته باشيم كه قسطنطنيه در 1204، ويران شده بود و برادران مسيحي لاتينيشان آن را از دست ارباب كليساي يوناني به در آورده بودند. درباره‌ٴ دامنه و عمق اين فاجعه جاي گزاف‌گويي نيست‌، و فقر حيات و تفكر يوناني‌ بعد از آن شاهد اين مدعاست‌. تنها اثر مهمي كه يك متكلم يوناني در اين عصر تباهي ملي‌ نوشت گنجينه‌ٴ راست‌كيشي است كه نيكتاس آكوميناتس مورخ‌، اندكي پس از فاجعه‌، آن را تأليف‌ كرد. اين كتاب حاوي اطلاعات گران‌بهايي در باب بدعتگذاران يوناني است‌.
2. يهود. غير از قَبّاليان‌، كه در بخش فلسفه از آنان بحث خواهد شد، متكلمان يهودي در اين‌ عصر، حايز اهميت چنداني نبودند. چهار تن از آنان را به عنوان بهترين مظاهر تمايلات مختلف‌ انتخاب كرده‌ام‌. دو فرانسوي (يكي از جنوب‌، و ديگري از شمال‌)، يك بوهمي‌، و يك ايتاليايي‌ اهل جنوب‌. ابراهيم بن ناتان هه ـ يرحي لانگدوكي رساله‌اي در باب مراسم عبادات نوشت‌، به‌ نام سفر هه ـ منهيگ1، كه حاوي برخي فايده‌هاي نژادشناسي و باستان‌شناسي است‌. اين كتاب در طليطله تأليف شد، جايي كه ابراهيم پس از سال‌ها سرگرداني در آن اقامت گزيده بود؛ اين عجيب‌ است‌، چون اغلب يهوديان در آن هنگام كوه‌هاي پيرنه را در جهت مخالف مي‌پيمودند. فرانسوي‌ ديگر، يعني موسي بن يعقوب كوسي‌، قريب چهل سال بعد، سفر هه ـ مظوت2 (يا به اختصار سِمَگ‌) را تأليف كرد. ظاهراً كتاب او مورد استقبال قرار گرفت و اسحاق بن يوسف كوربه‌اي در 1277، منتخبي از آن را با عنوان سِمَق فراهم كرد. در 1234، يك تلمودي اهل بوهميا، به نام‌ ابراهيم بن عزرئيل شرحي بر مَحْزُر نوشت كه نخستين محصول ادبي يهوديان اسلاوني است‌. اين‌ سه تن واقعاً داراي اعتبار كمي هستند و آنها را بيشتر بر سبيل استطراد ذكر كرده‌ام‌؛ ولي شخص‌ چهارم‌، يعني اشعيا بن مَلي تراني‌3 مقام بسيار برتري داشت‌. وي تلمودي نمونه‌اي بود، افكاري‌ معتدل داشت‌، ولي داراي خلاقيت كمتري بود. با اين همه‌، تا چندين سده‌، شرح‌هايش در ايتاليا سنديت داشت‌، و ستايندگانش او را با يعقوب بن ماهرتَم و حتي با ابن ميمون (آفرين بر اين همه‌ سرسپردگي‌!) قياس مي‌كردند.
هم‌چنان كه بخش بزرگي از فعاليت مسيحيان مصروف رد و تنبيه بدعتگذاران و پيروان اديان‌ ديگر مي‌شد، بخش بزرگ و روزافزوني از نيروي يهوديان هم صرف مقاومت در برابر فشارها و جبران مافات مي‌گشت‌.
قبلاً، فرصت اين را داشتم كه بگويم بلواهاي ضد يهودي سده‌هاي يازدهم و دوازدهم‌، بيشتر


Sefer ha-manhig .1
Sefer ha-mizwot (Semag) .2

Isaiah ben Mali of Trani .3